اشعار عید غدیر

هو الغنی الحمید هو العلی الکبیر      هو الغفور الرحیم هو اللطیف الخبیر
هو الولی الودود هو السمیع البصر      هو الرئوف الکبیر هو الولی القدیر
که در تمام وجود گرفته عید غدیر      عیدی بس جانفزا عیدی بس دلپذیر
عید خدای جلی عید ولای علی      عید رسول خدا عید بزرگ علی
عید تمام نعم نعمت بی حد شده      مُلک خدا سر به سر خلد مخلّد شده
شادتر از خلق خود، خالق سرمد شده      آیه ی اکمال دین هدیه به احمد شده
معرّف شیر حق رسول امجد شده      بلکه محمد، علی، علی، محمد شده
ثنای حیدر کنید علی علی سر کنید      بَلّغ ما اُنزِلَ اِلیک از بر کنید
ندای اکمال دین عیدی خاص خداست      حیات دین خدا از این مبارک نداست
تمام عالم پُر از علی علی یکصداست      وجودش از هم جدا هر که ز حیدر جداست
علی سراج المنیر علی طریق الهدی است      طریق تا انتها سراج از ابتداست
عروج حق تا علی است تمام دین یا علی است      بخوان بخوان جبرئیل بگو که مولا علی است
زعیم خلق جهان علی است آری علی است      رسول را جان جان علی است آری علی است
کتاب حق را زبان علی است آری علی است      خطاب حق را بیان علی است آری علی است
امام پیش از زمان علی است آری علی است      بهشت را میزبان علی است آری علی است
جان پیمبر یکی است ساقی کوثر یکی است      چه باک از دشمنان بگو که حیدر یکی است
ندای قرآن علی نظام قرآن علی است      حروف قرآن علی کلام قرآن علی است
صلاه قرآن علی صیام قرآن علی است      پیام قرآن علی امام قرآن علی است
قوام قرآن علی نظام قرآن علی است      تمام دین نه، بگو تمام قرآن علی است
قیام یعنی علی قعود یعنی علی      رکوع یعنی علی سجود یعنی علی
امیر پیش از وجود امیر شد در غدیر      سفیر ملک ازل سفیر شد در غدیر
به خاتم الانبیاء وزیر شد در غدیر      مدار شد در غدیر مدیر شد در غدیر
مشار شد در غدیر مشیر شد در غدیر      بشیر شد در غدیر نذیر شد در غدیر
الا تمام ملل به ذات حی ازل      علی است خیرالبشر علی است خیر العمل
امام ما کیست کیست فاتح خیبر علی است      فاتح خیبر علی جان پیمبر علی است
جان پیمبر علی ساقی کوقر علی است      ساقی کوثر علی مظهر داور علی است
مظهر داور علی اول و آخر علی است      اول و آخر علی حیدر صفدر علی است
شیعه فقط حیدری است ز خصم حیدر بری است      هر که علی را فروخت دوزخ را مشتری است
مشام خصم علی کجا و بوی بهشت      علی است بوی بهشت علی است روی بهشت
شیعه ی او راست پا بر سر کوی بهشت      علی است خُلق بهشت علی است خوی بهشت
شیعه کند کار خضر بر لب جوی بهشت      آی علی دوستان پیش بسوی بهشت
نجاتتان سرنوشت بهشتتان در سرشت      بهتش یعنی غدیر غدیر یعنی بهشت
سقیفه آن سو برو غدیر از آن ماست      غدیر توحید ما غدیر ایمان ماست
غدیر پیوند ما غدیر پیمان ماست      غدیر در روز حشر صراط و میزان ماست
غدیر تفسیر نور غدیر فرقان ماست      غدیر فردوس ما غدیر ضوان ماست
مپرس ما کیستیم چه بوده و چیستیم      بجان مولا قسم سقیفه ای نیستیم
بت شکن کعبه بر دوش نبوت یکی است      برادر مصطفی روز اخوّت یکی است
امیر خیبر ستان به دست قدرت یکی است      علی اگر شد امام تمام امت یکی است
رسول اگر حکم کرد حکم رسالت یکی است      اگر دو بین نیستی غدیر و بعثت یکی است
هماره این یاد ماست فیض خداداد ماست      حرا و خم غدیر کعبه ی میلاد ماست
اگر چه بین دو یار سه یار شد فاصله      فقط به شأن علی است روایت منزله
محمد است و علی حلقه ی یک سلسله      هر که جدا از علی است جداست از قافله
نامه ی اعمال اوست نوشته ی باطله      به دوزخش نیست جز شرار آتش صله
«میثم» اگر میثمی، میثم تمار باش      دل ببر از جان و سر در طلب یار باش  

امین وحی طبع من بیا به لاله زارها      بگیر اوج و پر بزن به گرد شاخسارها
بریز دُر ز هر طرف به طَرف جویبارها      بیار شعر ناب خود به بزم گلعذارها
بخوان قصیده از علی به شیوه ی هزارها      که جان خود به هر نفس کنم فدات بارها
بیا به محفل ولا دُری فشان سری بزن      ز دست ختم انبیا شراب کوثری بزن
ز دیده گوهری فشان به سینه آذری بزن      دمی بیا غمی ببر دلی ستان پری بزن
به وصف مرتضی علی نوای دیگری بزن      بشو ز جان غبارها ببر ز دل قرارها
نزول رحمت خدا به دامن کویر شد      علی علی علی بگو که موسم غدیر شد
امام کشور ازل الی الابد امیر شد      به کبریا سفیر شد به مصطفی وزیر شد
محب او عزیز شد عدوی او حقیر شد      به قلب این نشاط ها به چشم اوست خارها
مبارک است بر همه نزول رحمت خدا      کمال یافت دین حق به نام حجت خدا
ولایت علی بود تمام نعمت خدا      اطاعت علی بود قرین طاعت خدا
محبت علی بود همان محبت خدا      خزان باغ دل شود به مهر او بهارها
مراسم غدیر را خدا گرفته در زمین      به اشرف پیامبران خطاب می کند چنین
که ای رسول کبریا علی است برتو جانشین      علی است پیر انبیا علی است میر مومنین
علی بود مدار حق علی بود قرار دین      علی است شهریار کل به کل شهریارها
مقام کل انبیا مقام نیست بی علی      قیام خیل قائمین قیام نیست بی علی
در آسمان و در زمین نظام نیست بی علی      بنای محکم تو را قوام نیست بی علی
رسالت تو نزد ما تمام نیست بی علی      کمال دین علی بود به عمر روزگارها
چو بر نبی خطاب شد کلام حی ذوالمنن      ستاد بین مسلمین چنانکه مه در انجمن
گرفت جان خویش را به روی دست خویشتن      به خطبه ای بلیغ تر ز حد معجز سخن
چنان به وصف مرتضی فشاند گوهر از دهن      که هوش برد از سر طوایف و تبارها
الا همه موالیان چه انتها چه ابتدا      شوید گوش سر بسر رسول می دهد ندا
که بر تمام خلق ها رسیده حکم از خدا      هر آنکه را منم نبی علی بر اوست مقتدا
علی است رهبر همه علی است مشعل هدا      علی است آنکه حق از او گرفته اقتدارها
علی است آنکه کعبه شد مزین از ولادتش      علی است آنکه هر نبی بود به او ارادتش
علی است آنکه هر وصی بود از او سعادتش      علی است آنکه یافت جان عبادت از عبادتش
علی است آنکه بر همه عیان بود سیادتش      علی است میر و فاتح تمام کارزارها
به ذات حی لم یزل سفیر نیست جز علی      به من که خود پیمبرم وزیر نیست جز علی
به مومنات و مومنین امیر نیست جز علی      صراط مستقیم را مسیر نیست جز علی
به سر هو به راز حق خبیر نیست جز علی      علی است واقف از ازل ز رمز و راز کارها
علی است آنکه بدر شد به حمله ای مسخرش      علی است آنکه در احد ستود حی داورش
علی است آنکه عمرو شد جدا به تیغ او سرش      علی که فخر می کند خدا به فتح خیبرش
خوشا کسی که این علی بود امام و رهبرش      که اوست در صف جزا قسیم نور و نارها
سلام بر تو یا علی که جانِ جانِ عالمی      تو عبد ذات خالقی تو خالق مجسمی
تو هم خطاب مبرمی تو هم کتاب محکمی      تو عین و لام و یاء نه، تو کل اسم اعظمی
تو صاحب اختیار حق به حق حق مسلمی      بود به دستت از خدا تمام اختیارها
تو از تمام انبیا به غیر مصطفی سری      تو بحر فضل را دُری تو شهر علم را دری
تو از رسل فراتری تو با نبی برادری      تو جانشین احمدی تو بر صحابه سروری
تو مقتدا تو رهنما تو مرتضی تو حیدری      خدا را رسول را به توست افتخارها
علوم دهر، حرفی از روایت تو یا علی      نجوم چرخ جلوه ای ز آیت تو یا علی
وجود، ظرف کوچک عنایت تو یا علی      کتاب پنج انبیا حکایت تو یا علی
بس است کل خلق را ولایت تو یا علی      که میکند جحیم را چو قلب لاله زارها
منم که با ثنای تو چکامه آفریده ام      هر آنچه گفتم از ازل خود از شما شنیده ام
به مهر تو کشیده ام اگر نفس کشیده ام      هماره بوده مدح تو مرام و مشی و ایده ام
اگر بود به هر نفس هزارها قصیده ام      فضایل تو را یکی نگفتم از هزارها
منم مدیحه خوان تو بیان محکمم بده      ز یک شراره ی غمت نشاط عالمم بده
کلیم کن زبان گشا مسیح کن دمم بده      به سینه آتشم فشان به دیده زمزمم بده
چو میثم تو گشته ام زبان میثمم بده      خوشم که این زبان مرا، کشد به اوج دارها

بیا تا مدح مولا را بگوییم      به صحرای غدیر خم بپوییم
محمّد نغمه ی توحید دارد      در آن صحرا خدا هم عید دارد
چه صحرایی ز جنّت با صفاتر      ز دامان منی هم دلرباتر
چه عیدی خوب تر از عید قربان      چه روزی روز عترت روز قرآن
محمّد وقت ابلاغ است، بلّغ      منافق را به داغ است، بلّغ
محمّد پیک حق را این پیام است      رسالت بی ولایت نا تمام است
نمایان کن جلال حیدری را      کز آن کامل کنی پیغمبری را
بگو با مردم عالم علی کیست      بگو دین جز تولاّی علی نیست
بگو حکم علی نصّ کتاب است      بگو خطّ علی اسلام ناب است
بگو این آیه بر من گشت نازل      نبوّت بی ولایت نیست کامل
تویی پیغمبر و حیدر امیر است      تو را غار حرا او را غدیر است
رسالت با ولایت یک کتاب است      یکی ماه است و دیگر آفتاب است
الا ای خلق عالم سر به سر گوش     محمّد دم زند، خاموش خاموش
محمّد را به لب دُرّ ثمین است      ثنا گوی امیرالمؤمنین است
تو گویی می رسد بر گوش جان ها      پیامش در زمین و آسمان ها
که هر کس را منم امروز مولا      علی از نفس او بر اوست اُولی
علی دین را امام راستین است      علی دست خدا در آستین است
علی یعنی چراغ اهل بینش      علی یعنی پناه آفرینش
علی آیینه ی آیین اسلام      علی یعنی تمام دین اسلام
علی میزان، علی ایمان، علی حق      علی سر تا قدم توحید مطلق
علی مولود کعبه رکن دین است      علی آیینه ی حقّ الیقین است
علی بر حزب حق صاحب لوا بود      علی فرمانده ی کلّ قوا بود
علی شمعی که در بزم ازل سوخت      علی جبریل را توحید آموخت
علی در ملک هستی ناخدا بود      علی پیش از خلایق با خدا بود
علی حمد و علی ذکر و علی دم      علی حجر و حطیم و بیت و زمزم
علی حجّ و صلاة است و صیام است      علی رکن و قعود است و قیام است
علی دست خدا در فتح خیبر      علی روز اُحد یار پیمبر
علی در یاری ترک جان گفت      علی در بستر ختم رسل خفت
علی جوشن به تن پوشید بی پشت      علی در جنگ عمر و عبدود کشت
علی بگذاشت بر دوش نبی پا      علی خورشید را بر کند از جا
علی بازوی دیو نفس بسته      علی در کعبه بت ها را شکسته
علی اسلام را در صدر تابید      علی در بدر هم چون بدر تابید
علی دین است و قرآن است و احمد      علی یعنی علی یعنی محمّد
ولی الله اعظم رکن دین اوست      اولوالامر تمام مسلمین اوست
که قرآن می کند وصف خضوعش      ز خاتم بخشی و حال رکوعش
هزاران سلسله آواره ی اوست      حدیث منزله ی درباره ی اوست
گُهر از سلُمک سلمی فشانم      حدیث لحمک لحمی بخوانم
عدم بود و عدم بود و عدم بود      که حیدر با محمّد همقدم بود
دُر توحید افشاندند با هم      خدا را هر دو می خواندند با هم
علی داد از ولادت با نبی دست      نبی عقد اخوّت با علی بست
علی در چرخ ماه انجمن بود      شنیدی مهر با او هم سخن بود
اگر خورشید حرفی با علی گفت      یقین دارم که تنها با علی گفت
نمی دانم که بودم چیستم من      اگر پرسید یاران کیستم من
نه صوفّیم نه سالوِس ریایی      نه وهّابی نه بابی نه بهایی
نه آن را و نه این را دوست دارم      امیرالمؤمنین را دوست دارم
نه در دل هست مهری ز آن سه یارم      نه با اهل سقیفه کار دارم
مسلمانم مسلمان غدیرم      امیرالمؤمنین باشد امیرم
بود خاک در او آبرویم      غلام یازده فرزند اویم
دلم از خردسالی با علی بود      سخن ناگفته ذکرم یا علی بود
چو از اوّل گِلم را می سرشتند      بر آن گِل نام مولا را نوشتند
ولای مرتضی بود و گِل من      علی بود و علی بود و دل من
سرم در هر قدم خاک رهش باد      که مادر یا علی گفت و مرا زاد
چو پا در عالم خاکی نهادم      برون آمد خروشی از نهادم
سراپای وجودم با علی بود      خروشم بانگ یا مولا علی بود
لب خاموشم از مولا علی گفت      مؤّذن هم به گوشم یا علی گفت
به عشق مادر از آن رو اسیرم      که با اشک ولایت داد شیرم
مرا اندر غدیر عشق زادند      سرشک شوق و شیر عشق دادند
سرشک و شیر با خونم عجین شد      تولاّی امیرالمؤمنین شد
مرا شیر ولایت داد مادر      مرا با عشق حیدر زاد مادر
ولایت روح را آب حیات است      ولایت خَلق را فلک نجات است
ولایت گوهر دریای نور است      ولایت همدم موسی به طور است
ولایت هدیه رب جلیل است      ولایت رهنمای جبرئیل است
ولایت گُل بر آرد از دل خار      ولایت میثم است و چوبه ی دار
ولایت یعنی از حیدر حمایت      ولایت یعنی از عترت روایت
ولایت یعنی از جان دست شستن      به موج خون رضای دوست جستن
ولایت یعنی از گهواره تا گور      طریق عترت از روی خط نور
ولایت بستگی دارد به فطرت      ولایت خطّ قرآن است و عترت
به قرآن، قول پیغمبر همین است      تمام دین امیرالمؤمنین است
به حقّ حق همین است و جز این نیست      که هر کس را ولایت نیست دین نیست
تو را گر مهر مولا نیست در دل      ز طاعات و عباداتت چه حاصل
اگر گیری وضو با آب زمزم      اگر سجّاده گردد عرش اعظم
اگر گویی اذان بر بام افلاک      گر از تکبیر گردد سینه ات چاک
اگر ضرب المثل گردد خضوعت      به حمد و قل هو الله و رکوعت
اگر در سجده صدها سال مانی      خدا را از درون خسته خوانی
اگر باشد به توحیدت تعهّد      اگر گردی شهید اندر تشّهد
مبادا بر نماز خود بنازی      ولایت گر نداری بی نمازی
گرفتم اینکه مانند تن و جان      وجودت شد یکی با کُّل قرآن
همه آیات آن را خواندی از بر      ز باء اوّلین تا سین آخر
اگر مهر شه مردان نداری      به قرآن بهره از قرآن نداری
محمّد شهر علم است و علی در      ز در در شهر وارد شو برادر
هر آنکو ناید از در دزد باشد      که در محشر جحیمش مزد باشد
مرا غرق تجّلا کن علی جان      مرا مست تولّا کن علی حان
ز جام معرفت سیراب گردان      چو شمع محفل خود آب گردان
اَگر آلوده ام دل بر تو بستم      و گر خارم کنار گُل نشستم
نمک پرورده ی خوان تو هستم      نمک خوردم نمکدان را شکستم
اگر که خار و پستم، تو عزیزی      مبادا آبرویم را بریزی
اردتمند زهرای بتولم      قبولم کن قبولم کن قبولم
کیم من «میثم» بی دست و پایی      گنه کاری تهی دستی گدایی
بگو دشمن کشد بر اوج دارم      امیرالمؤمنین را دوست دارم

دهید مژده عاشقان که کاخ غم خراب شد      به روى شادى و شعف دوباره فتح باب شد
به وادى غدیر خم به مصطفى خطاب شد      که وقت گفتن سخن به وصف بوتراب شد
که با ولایت على به امر حى سرمدى      یافت تبلورى دگر رسالت محمدى
دید رسول ممتحن رنگ ز رخ پریده را      خستگى مسافران خار به پا خلیده را
تا به عمل در آورد حکم ز حق شنیده را      خواند فرا به گرد هم خیل ز حج رسیده را
چید کنار لعل لب گوهر آب دیده را      ماحصل رسالت و عصاره عقیده را
که با ولایت على به امر حى سرمدى      یافت تبلورى دگر رسالت محمدى
نهاده شد به روى هم ز اشتران جهازها      که تا رود فراز آن امیر سرفرازها
شد به فراز و فاش شد براى خلق رازها      دست على گرفت و زد سکه امتیازها
گرفت رونقى دگر تنور سور و سازها      باده بریز ساقیا ز جام دل نوازها
که با ولایت على به امر حى سرمدى      یافت تبلورى دگر رسالت محمدى
گفت نبى ذوالکرم: گفته به من خداى من      که بعد من على بود وصى من به جاى من
بود به خلق این جهان نداى او نداى من      ولاى من ولاى او جفاى او جفاى من
رضاى من رضاى او رضاى او رضاى من      به احتزاز آورد دست على لواى من
که با ولایت على به امر حى سرمدى      یافت تبلورى دگر رسالت محمدى
امیر هر کسى منم على بود امیر او      که ماندنی ست تا ابد فلسفه غدیر او
علوم ماسوا بود نهفته در ضمیر او      مادر دهر در جهان نیاورد نظیر او
اطاعت خدا بود پیروى از مسیر او      ز فرط جود و کرمت، سخا بود حقیر او
که با ولایت على به امر حى سرمدى      یافت تبلورى دگر رسالت محمدى
على است آن که محترم ز حرمتش حرم بود      خجل ز جود و بخششش سخاوت و کرم بود
مدافع ستم کش و محارب ستم بود      حدوث را قدم بود حیات را عدم بود
خطوط را قلم بود کلام را رقم بود      کمال دین و بر شما اتَم هر نعم بود
که با ولایت على به امر حى سرمدى      یافت تبلورى دگر رسالت محمدى
کسى که عرش و فرش را داده جلا على بود      کسى که سعى مروه را دهد صفا على بود
کسى که تخت امر او بود قضا على بود      کسى که مى دهد نوا به بى نوا على بود
آن که مس وجود را کند طلا على بود      آن که از او لواى دین بود به پا على بود
که با ولایت على به امر حى سرمدى      یافت تبلورى دگر رسالت محمدى

گوش‌ها باز که امروز هزاران خبر است      خبری خوب‌‌تر از خوب‌تر از خوب‌تر است
صف ببندید که هنگام نماز روح است      در گشایید که جبریل امین پشت در است
همگی عید بگیرید که عید آمده است      این همان عید خدای احد دادگر است
سوره ی مائده خوانید که صد مائده نور      از خدا در دل هر آیه ی آن مستتر است
هر طرف می‌نگرم قافله در قافله دل      هر دلی بال‌زنان سوی علی رهسپر است
این همان عید غدیر است که در خم غدیر      گوش‌ها یکسر بر خطبه ی پیغامبر است
خطبه ی ختم رسل حکم خدا مدح علی است      خطبه ای که سندش مستند و معتبر است
ایها الناس هر آنکس که منم مولایش      این علی او را تا روز جزا راهبر است
این علی بعد نبی رهبر و مولای شماست      این علی منجی یک خلق به موج خطر است
این علی وجه خدا چشم خدا گوش خدا      این علی دست خدا بازوی فتح و ظفر است
من همان شهر علومم همه باشید گواه      که علی تا ابدالدهر بر این شهر، در است
این امام است امام است امام است امام      که امامت به وجودش همه جا مفتخر است
چشم، بی‌نور علی تا صف محشر کور است      دین بی مهر علی پیکر بی‌دست و سر است
شرر نار همان بغض علی بغض علی است      مهر او پیشِ روی آتش دوزخ سپر است
به تمام بشر اعلام کند ختم رسل      که علی بن ابیطالب خیرالبشر است
خصم او را پسر مادر خود باید خواند      غیر از این چاره نداریم که او بی‌پدر است
بی‌نمازی است اگر بی‌علی آرید نماز      این نمازی که اجرش همه نار سقر است
مهر پرونده ی اعمال شما مهر علی است      بی‌علی طاعت کونین زیان و ضرر است
گر دو صد کوه طلا در ره معبود دهید      بی تولّای علی جمله هبا و هدر است
دشمن آل محمّد چو به محشر آید      آتش خشم خدا از نفسش شعله ور است
به سر دوش رسول و به کف پای علی      بنویسید علی بت شکن بی‌تبر است
بی‌ولایش نفسی گر بزند جبراییل      کمتر از مرغ زمین خورده ی بی‌بال و پر است
جنت از مهر محبّان علی شاخه ی گل      دوزخ از بغض غلامان علی یک شرر است
بی تولّای علی نیست رسالت کامل      ثمر باغ نبوّت همه از این شجر است
نخل‌ها جمله گواهند خدا می‌داند      که علی تشنه، ولی تشنه ی اشک سحر است
سجده بی‌مهر علی سجده به بت باشد و بس      روزه با بغض علی نیز گناه دگر است
جنّت و کوی علی هست چو یک قطعه زمین      کوثر و مهر علی قصه ی شیر و شکر است
صورت حق و علی صورت غیب است و شهود      طلعت احمد و او سوره ی شمس و قمر است
«میثم»این فخر تو را بس که از این مزرع عمر      نخل سرسبز تو را بار ولایت ثمر است سازگار

فردوس به صحرای کویر آمده امروز      یا با نفس صبح عبیر آمده امروز
فرمان ز خداوند غدیر آمده امروز      پیغمبر اسلام بشیر آمده امروز
عید است ولی عید غدیر آمده امروز      حیدر به همه خلق امیر آمده امروز
اصحاب، رس رود ارس را بگذارید      در عید علی دل به محمد بسپارید
عید است ولی عید خداوند قدیر است      عیدی است که پیغمبر اسلام بشیر است
عیدی است که حیدر به همه خلق امیر است      عیدی است که بر جان عدو نار سعیر است
این عید نه نوروز، نه مرداد، نه تیر است      این عید غدیر است غدیر است غدیر است
حق است که از پاره دل گل بفشانید      تا عیدی خود را ز محمد بستانید
عیدی که ز معبود رضایت شده کامل      انوار جهانگیر هدایت شده کامل
از سوی خدا لطف و عنایت شده کامل      با نطق نبی امر وصایت شده کامل
آئین پیمبر به نهایت شده کامل      ابلاغ رسالت به ولایت شده کامل
جبریل دل از خواجه عالم برباید      با نغمه اکلمت لکم دینکم آید
حکم آمده از خالق دادار، محمد      ابلاغ کن از لعل گهربار، محمد
ای دست خداوند تو را یار، محمد      برگیر عنان ناقه نگهدار، محمد
مگذار رود قافله مگذار، محمد      فریاد ز اعماق وجود آر، محمد
اعلام کن این حکم خداوند غدیر است      بعد از تو علی بر همه خلق امیر است
او شیر خدا فاتح پیکار تو بوده      جان بر کف و پیوسته خریدار تو بوده
در غزوه، احزاب و احد یار تو بوده      در حمله اشرار طرفدار تو بوده
در غار حرا شمع شمع شب تار تو بوده      شمشیر تو و خالق دادار تو بوده
این است که یک لحظه تو را ترک نگفته      این است که در موج خطر جای تو خفته
ظهر است و هوا شعله، زمین گرم، خدا را      بینید همه تابش خورشید و فضا را
آورده به یاد همگان روز جزا را      بگشوده پیمبر دو لب روح فزا را
یکباره ندا داد همه قافله ها را      نه قافله ها خلق زمین را و سما را
حجاج نه، عالم شده سر تا بقدم گوش      با نطق دل آرای محمد همه خاموش
منبر ز جهاز شتران حکم ز داور      داننده و گوینده ی آن حکم پیمبر
عنوان سخن رهبری ساقی کوثر      شمشیر نبی شیر خدا فاتح خیبر
کای خلق بدانید همه تا صف محشر      از ابیض و از اسود و از اصفر و احمر
هر کس که منم بر وی و بر نفس وی اولا      او راست علی ابن عمم رهبر مولا
این دست قدیر است قدیر است قدیر است      بر خلق بشیراست بشیر است بشیر است
پیوسته نذیر است نذیر است نذیر است      خورشید منیر است منیر است منیر است
دانا وبصیر است بصیر است بصیر است      تا حشر امیر است امیر است امیر است
این حج و زکوه است و صلوه است صیام است      تا حشر امام است امام است امام است
این است که بر دوزخ و بر نار قسیم است      این است که تاحشر زعیم است زعیم است
این بر همه اسرار، علیم است علیم است      این آیت عظمای خداوند عظیم است
این است که مهرش همه جنات نعیم است      این است که بغضش شرر نار جحیم است
این است که از نار بشر را برهاند      در حشر شما را به محمّد برساند
ای مردم عالم به علی روی بیارید      بر خاک علی چهره طاعت بگذارید
بر صفحه ی دل نام علی را بنگارید      میراث نبی را به وصیش بسپارید
از غیر علی، غیر علی دست خدا را بفشارید      با دست علی، دست خدا را بفشارید
این نصّ کلام الله و این قول رسول است     با مهر علی طاعت کونین قبول است
این جان نبی اصل نبی دست اله است      بی دوستیش هر چه ثواب است گناه است
در حشر تباه است تباه است تباه است      این است که بر لشگر دین میر سپاه است
این است که بر خلق پناه است پناه است      قرآن و خداوند گواه است گواه است
کامروز زمعبود عنایت شده کامل      توحید و نبوت به ولایت شده کامل
این است امیری که خدا خوانده امیرش      این است وزیری که نبی خوانده وزیرش
این است بشیری که رسل بوده بشیرش      این است بصیری که خرد خوانده بصیرش
این است بزرگی که بزرگیست حقیرش      این است صراطی که نجات است مسیرش
بودند علی دوست اگر مردم عالم      بالله قسم خلق نمی گشت جهنم
سرچشمه ی لطف و کرم و جود علی بود      از روز ازل شاهد و مشهود علی بود
بر لوح و قلم مقصد و مقصود علی بود      در ارض و سما عابد و معبود علی بود
بر خیل ملک ساجد و مسجود علی بود      تا هست علی باشد و تا بود علی بود
مردم، علی و آل علی مشعل نورند      بی نور علی مردم عالم همه کورند
ما غیر علی در دو جهان یار نداریم      داریم علی را به کسی کار نداریم
با دشمن او جز سر پیکار نداریم      بیم از ستم و طعنه ی اغیار نداریم
جز دوستی حیدر کرّار نداریم      بی او همه هیچیم و خریدار نداریم
روزی که سرشتند به عالم گل ما را      دادند همان لحظه به حیدر دل ما را
ای جان نبی جان دو عالم به فدایت      جنّ و ملک و حوری و آدم به فدایت
ارواح رسولان مکرم به فدایت      صد موسی و صد عیسی مریم به فدایت
لوح و قلم و عرش معظم به فدایت      هر چند نیم قابل، من هم به فدایت
تا هست زبان سخن و نطق و سپاسم      بالله قسم جز تو امیری نشناسم
ای همدم ما پیش تر از آمدن ما      ای مُهر تولای تو نقش کفن ما
با مِهر تو حق روح دمیده به تن ما      با حّب تو جان باز رود از بدن ما
روزی که زبان یافت توان در دهن ما      شد نام دل آرای تو اول سخن ما
(میثم) نه، همه شفیته ی دار تو هستند      خاک قدم میثم تمار تو هستند

جبرئیل وحی طبعم باز بال و پر گرفته      باز بال و پر گرفته زندگی از سر گرفته
زندگی از سر به عشق ساقی کوثر گرفته      ساقی کوثر که فیضش خلق را در برگرفته
شهریار ملک جان ها رهبر فرد جهان ها      حکمران آسمان ها شمع سوزان زمان ها
خیز و از خم غدیر او بزن جام بلا را
***
قدسیان را بر سر از شوق علی شور افتاده      آسمان گل بوسه بر خاک غدیر خم نهاده
یپک حق در محضر احمد به تعظیم ایستاده      رخ نموده لب گشوده دل ربوده حال داده
از خدا بر لب پیامش بر نبی ذکر سلامش      با علی عشق مدامش ذکر خاص و فیض عامش
در حضور مصطفی سر داده مدح مرتضی را
***
نخل طوبی در زمین و آسمان بر می فشاند      آسمان بر خاک، دامن دامن اختر می فشاند
یا امین وحی در بزم علی پر می فشاند      نقل بلغ بر سرو روی پیمبر می فشاند
مصطفی لب باز کرده حرف دل ابراز کرده      دم به دم اعجاز کرده مدح مولا ساز کرده
کرده خوشبو با مدیحش غنچه ی معجز نما را
***
وادی تفتیده صحرا و گرما بیش از حد      منبر از چوب جهاز اشتران گوینده احمد
مستمع حجاج و عنوان سخن فرمان سرمد      داده انصار و مهاجر را ندا شخص محمد
کی بقاتان آرزویم وی گرائیده به سویم      بشنوید اینک بگویم هر که من مولای اویم
خوانده مولا از برای او علی شیر خدا را
***
گر به قدر عمر دنیا کس کند حق را عبادت      روز و شب او را بود ذکر و نماز و روزه عادت
در صفا و مروه اش حاصل شود فیض شهادت      بی تولای علی هرگز نمی بیند سعادت
دشمن دادار باشد کافری غدّار باشد      حق از او بیزار باشد تا ابد در نار باشد
یا رب از خط ولای او جدا مگذار ما را
***
ای مهاجر ای همه انصار پاک و حق پرستم      خوب می دانید یاران من همان پیغمبر استم
کز پی ارشادتان با حق از اول عهد بستم      این علی که دست خیبر گیر او باشد بدستم
پای تا سر داور است این هستی پیغمبر است این      مسلمین را رهبر است این حیدر است این حیدر است این
خوب بشناسید این تنها وصی مصطفی را
***
این علی مخلوق اول بوده خلاق مبین را      این علی پیش از خلایق خوانده رب العالمین را
این علی دارد زمام آسمان ها و زمین را      این علی استاد و مرشد بوده جبریل امین را
این علی حق الیقین است این علی حبل المتین است      این علی فتح المبین است این علی حصن حصین است
این علی پیش از ولادت بوده رهبر انبیا را
***
این علی با حق و حق برگرد او گردد هماره      این علی از حق و حق از او نمیگیرد کناره
این علی از خاک برافلاکیان دارد نظاره      این علی جان گیرد و جان می دهد با یک اشاره
این علی غیب و شهود است این علی شمع وجود است      این قعود است این رکوع است این سجود است
این علی کامل کند با مهر خود دین شما را
***
بی ولای مرتضی نخل عبادت بر ندارد      آتش است و حاصلی جز دود و خاکستر ندارد
بی کس است آن کس که در روز جزا حیدر ندارد      سر فراز است آن که دست از دامن او بر ندارد
باش یا الله یا رب با علی همراه یا رب      وال من والاه یا رب عاد من عاداه یا رب
کن اجابت از برای ابن عمم این دعا را
***
یا علی ای بر سر دستت زمام آسمان ها      ای خدائی داده حی لامکانت در مکان ها
ای به گردون گوی چوگان ولایت کهکشان ها      نقل تو نقل سخنها ذکر تو ورد زبان ها
تو علی مرتضائی حیدری خییر گشائی      عبد پا تا سر خدائی نه خدائی نه جدائی
کبریائی کن که عالم در تو بیند کبریا را
***
ای کف پای تو را گلبوسه از مهر نبوت      ناقه ات را ساربان گردیده ایثار و فتوت
نقش سّم دلدلت تصویری از عدل و مروت      بسته حق بین تو و خیر البشر عقد اخوت
سایه ی تیغت عدالت آیه عشقت رسالت      پایه ی قصرت جلالت مایه ی حبت اصالت
نسبتی نبود به هم مهر تو و نسل خطا را
***
من نه مغرور از نماز و روزه و حج و زکاتم      نیست جز مهر تو و اولاد تو خط نجاتم
با تو بودم با توهستم در حیات و در مماتم      گشته گم در بحر غفران تو کوه سیاتم
ای به دامان تو دستم هر که بودم هر چه هستم      (میثمم) دل بر تو بستم بر سر راهت نشستم
دست گیر از لطف، این افتاده و بی دست و پا را
***

سلام خلق و خداوندگار حی قدیر      به سرزمین غدیر و به روز عید غدیر
غدیر، عید همه عیدهای خلق و خدا      غدیر، روز علی، روز گفتن تکبیر
غدیر عید خدا، عید جن و انس و ملک      غدیر عید نبوت، غدیر امر خطیر
غدیر روز بزرگی که با بیان نبی      تمام دین خداوندگار شد تفسیر
غدیر دست وسیع تمام رحمت‌ها      غدیر مرکز نوری که گشت عالمگیر
غدیر روز سرود علی ولی الله      سرود مشترک خلق و ذات حی قدیر
غدیر عید زمان‌ها و نسل‌ها تا حشر      غدیر عید همه خلق از صغیر و کبیر
کمال دین به همه انبیا مبارک باد      خجسته عید علی بر خدا مبارک باد
غدیر بر دل اهل نفاق، تیر خداست      غدیر بال بلند عروج اهل ولاست
غدیر نقطه ی یأس منافقین تا حشر      غدیر جشن امید زُراره ی زهراست
غدیر عید بزرگی که جن و انس و ملک      ندا دهند همه یک صدا: علی مولاست
غدیر، سفره ی گسترده ی خدا بر خلق      غدیر، روضه ی سرسبز جنه ی‌الاعلاست
بیا ز قول نبی خطبه ی غدیر بخوان      بخوان که وحی خداوندگار بی‌همتاست
بخوان ثنای علی را، بخوان، به خلق بگو:      که عید عید ولایت که عید عید خداست
بخوان خطابه ی عید غدیر را امروز      بخوان بخوان که شناسی امیر را امروز
امیر صف شکن کار زار کیست؟ علی      کسی که داشت به کف ذوالفقار کیست؟ علی
نه مرد بدر فقط، مرد خیبر و احزاب      نه یار غار، بگو یار یار کیست؟ علی
امام فاطمه، جان نبی، ابوالحسنین      ولی حضرت پروردگار کیست؟ علی
به آن خدا که خدای علی است می‌پرسم:      که در کنار خدا شهریار کیست؟ علی
کسی که جای نبی خفت و جان گرفت به کف      خدا نمود به او افتخار، کیست؟ علی
فراریان احد! آن کسی که روز احد      نمود خصم ز تیغش فرار، کیست؟ علی
کسی که روز بزرگ غدیر از او اسلام      گرفت تا به ابد اقتدار کیست علی
علی مقام ولایت ز ذوالجلال گرفت      به روی دست نبی از خدا مدال گرفت
یگانه آینه ی نور سرمد است علی      علی است عین محمّد، محمّد است علی
هزار غاصب اگر حق او بگیرد باز      بدان وصیِ بلافصلِ احمد است علی
جلال و قدر خداداده را خدا داده      مؤیِد است و خدا را مؤید است علی
خداست نامتناهی، ولی خدا داند      که عبد بوده، ولی عبد بی‌حد است علی
زمام عالم و آدم بوَد در انگشتش      مگر نه اینکه خداوند را ید است علی
صراط جمع ندارد، به انحراف مرو      که در صراط خدا خط ممتد است علی
بهشت باغ و گل و نخل و میوه نیست عزیز      خدا گواست که خلد مخلد است علی
کسی که دید جمال علی، بهشت، بهشت      به خنده گفت همانا علی، علی است بهشت
علی کسی است که دین سایه ای ز قامت اوست      سلامت همه اسلام در سلامت اوست
بگو شوند به کل فضائلش منکر      همان وجود علی مدرک امامت اوست
علی که خاک نشین نیست گر به خاک آمد      خدا گواست که از کثرت کرامت اوست
به خلد رحل اقامت گر افکنَد، عیب است      کسی که بر سر کوی علی، اقامت اوست
حلال زادگی شیعه ثبت و مستند است      همان ولایت مولا علی علامت اوست
شهامت علی از فتح بدر و خیبر نیست      گذشتن از همه ی حق خود شهامت اوست
صدای ناله ی زهرا شنیدن از پس در      گواه منزلت و صبر و استقامت اوست
علی ز سلطنت روزگار عارش بود جهان به دیده کم از کفش وصله دارش بود     
به جز خدای نداند کسی که حیدر کیست      علی است جان پیمبر، ولی پیمبر کیست؟
از آن کسی که ز خیبر فرار کرد بپرس:      کسی که کرد به یک حمله فتح خیبر، کیست؟
برادران مسلمان! قسم به ذات خدا      کسی که گشت به ختم رسل برادر، کیست؟
نداد فاطمه را مصطفی به این و به آن      کسی که فاطمه را گشت کفو و همسر کیست؟
الا الا ز تمام پیمبران پرسید:      کسی که هست به دوشش لوای محشر کیست؟
کسی که یک تنه شد یار مصطفی به احد      خرید رنج نود زخم را به پیکر، کیست؟
بیا ز قول نبی خطبه ی غدیر بخوان      در این خطابه عیان می‌شود که رهبر کیست
کسی که حق علی را ربود و فخر نمود      در این مقام علی هم اگر نبود، نبود
نه هر که گشت محمّد، پیمبری داند      نه هر که حق علی بُرد، رهبری داند
نه هر که مسند حیدر گرفت و تند نشست      میان معرکه ی جنگ، حیدری داند
نوشته اند بر آن در که سوخت از آتش      چگونه عدل کُشی دادگستری داند
علی شناس یکی بود و او محمّد بود      «که قدر گوهر یکدانه گوهری داند»
به دست و تیغ و جوانمردی علی سوگند      فقط علی است که اسلام پروری داند
زبان شعر کجا، وصف او کجا؟ هرگز      نه عنصری نه نظامی نه انوری داند
مقام سائل او را به سلطنت ندهند      گدای درگه او کیمیاگری داند
چگونه خواست فلانی ستد برابر او؟     کم است از آنکه نهد رو به کفش قنبر او
مقام و زمزم و رکن و حرم علی است علی      امام لوح و امام قلم علی است علی
به خواجه دو سرا ختم انبیا احمد      برادر و وصی و لحم و دم علی است علی
کسی که نفس رسول خدا به «انفسنا»ست      به نفس پاک پیمبر قسم علی است علی
وفا علی است، مروت علی است، عدل علی است      تمام جود، تمام کرم علی است علی
ز بدر تا شب قدر آنکه جان به دست گرفت      ستاد محکم و ثابت قدم علی است علی
کسی که قلب حرم زادگاه او گردید      حرم به مقدم او شد حرم علی است علی
کسی که پیش دو چشمش سپاه غم برخاست      نیوفتاد به ابروش خم علی است علی
کم است گویم اگر از صحابه برتر بود      علی نبود پیمبر ولی پیمبر بود
جهان به کام عدم بود و یا علی می‌گفت      علی هماره خدا و خدا علی می‌گفت
چو خواست آدم خاکی ز جای برخیزد      به پا ستاد و به صوت رسا علی می‌گفت
صدای یا علی از رود نیل بر می‌خواست      به دست حضرت موسی، عصا علی می‌گفت
به غزوه و احد و بدر و خیبر و احزاب      نبی قدم به قدم ذکر «یا علی» می‌گفت
قرار بود شود کعبه زادگاه علی      که خشت خشت حرم ز ابتدا علی می‌گفت
گر آفتاب بگوید علی، تعجب نیست      خدا سخن، شب معراج، با علی می‌گفت
حسن هماره توسل به حضرتش می‌جست      حسین هم به صف کربلا علی می‌گفت
امام و راهبر اولیا علی است علی      هماره با همه انبیا علی است علی
تویی بزرگ و همه عالمت حقیر علی      تویی کبیر و جهان کودک صغیر علی
امیر شهر کجا و فقیر کوچه کجا؟      تو را امیر توان گفت یا فقیر، علی؟!
اسیر نفس نگشتن نه مدح توست که نفس      همیشه بوده به زنجیر تو اسیر علی
به آن خدا که محمد رسول اوست قسم      پس از رسول تویی بر همه امیر علی
تو بی نظیرترین مرد عالمی مولا؟      چنان که نیست خداوند را نظیر علی
به گندمی دهد آدم بهشت، لیک تو را      شکم ز نان جوین هم نگشت سیر علی
اگر شود دو جهان زیر و رو هزاران بار      تویی رسول خداوند را و وزیر علی
همیشه روح محمد بود به پیکر تو      همیشه منبر پیغمبر است منبر تو
که جای دست خدا پا نهاد غیر از تو؟      که روی دوش نبی ایستاد غیر از تو؟
پس از نبی که تو را خود امام خواند و امیر      مرا امام و امیری مباد غیر از تو
به ذات خالق منان به حرمت کعبه      نداشت ذات خدا خانه زاد، غیر از تو
که برد پیش‌تر از من دل مرا از دست      که دست بر روی قلبم نهاد غیر از تو؟
نبود و نیست به عالم زمام‌داران را      برای نوع بشر عدل و داد، غیر از تو
که بین معرکه بخشیده خصم را شمشیر      چه کس به قاتل خود شیر داد غیر از تو؟
قسم به اشک یتیمان، به پیش اشک یتیم      که لرزه بر بدنش اوفتاد غیر از تو؟
چنان که دور نبی حیدری به غیر تو نیست      پس از رسول خدا رهبری به غیر تو نیست
غدیر بود که اسلام از او کمال گرفت      غدیر بود که از کافران مجال گرفت
غدیر بود که شیعه به دوستی علی      جلال در کنف ذات ذوالجلال گرفت
غدیر بود که قرآن دوباره صاحب یافت      غدیر بود که شیطان ره زوال گرفت
غدیر بود که پیغمبر از خدای بزرگ      برای سینه ی پاک علی مدال گرفت
غدیر بود که لبخند فتح عدل شکفت      غدیر بود که توحید اعتدال گرفت
خدا گواست که جشن غدیر را باید      نه روز هجده ذیحجه، کل سال گرفت
پس از غدیر کسی راه رستگاری یافت      که دامن علی و خط سرخ آل گرفت
بگیر «میثم»، این حکم خالق ازلی است      کسی که بعد محمد امام توست علی است  

امروز روز عید خدا روز یا علی است      نقل دهان خلق و کلام خدا علی است
فریاد جن و انس و ملک یک صدا علی است      جبریل را ترانه یا مرتضی علی است
نزدیک و دور هر چه به هر جاست یا علی است      شور و دعا و زمزمه و ذکر یا علی است
ای جبرئیل وحی ز مولا علی بگو      امشب دگر دور یا علی است یا علی بگو
*****
عید بزرگ خالق و خلقت خجسته باد      جشن سرور احمد و ملت خجسته باد
آوای وحی و مژده ی رحمت خجسته باد      صوت خوش منادی وحدت خجسته باد
روز زمامداری عترت خجسته باد      اکمال دین، تمامی نعمت خجسته باد
این قول احمد است چه نیکو روایتی      یوم الغدیر أفضل أعیاد امتي
*****
عید غدیر عید خداوند اکبر است      عید غدیر عید بزرگ پیمبر است
عید غدیر عید تولای حیدر است      عید غدیر عید بتول مطهر است
عید غدیر عید امامان سراسر است      عید غدیر از همه اعیاد برتر است
عید کمال و دانش و عرفان و بینش است      عید من و تو نه عید همه آفرینش است
*****
جان زنده از ترانه ی روح الامین شده      صحرای خشک، چشمه ی عین الیقین شده
خم غدیر کعبه ی اهل یقین شده      گلخانه ی ولایت حبل المتین شده
مولا علی امام همه مسلمین شده      عیدی شیعه آیه ی اکمال دین شده
هان ای غدیریان هله بی حد و بی عدد      گوئید یک صدا همگی یا علی مدد
*****
ما دل به مهر حیدر کرار باختیم      با نای جان نوای ولایت نواختیم
چون شمع در شرار محبت گداختیم      خود را به مکتب علی و آل ساختیم
بر هرکه بر عقیده ما تاخت تاختیم      با خطبه ی غدیر، علی را شناختیم
تاشیعه ایم بار ولایت به دوش ماست      این خطبه تا قیام قیامت به گوش ماست
*****
غیر از علی که هم سخن آفتاب شد؟      غیر از علی که جان پیمبر خطاب شد؟
غیر از علی که صاحب لوح و کتاب شد؟      غیر از علی که فاتح اسلام ناب شد؟
غیر از علی که روی زمین بوتراب شد؟      غیر از علی که منقبتش بی حساب شد؟
غیر از علی که یک تنه در جنگ پا فشرد؟      دور رسول گشت و نود بار زخم خورد
*****
غیر از علی که خوانده محمد برادرش؟      غیر از علی که فاطمه بوده است همسرش؟
غیر از علی که داده خدا فتح خیبرش؟      غیر از علی که بوده نبی مدح گسترش؟
غیر از علی که زیر لوا هست محشرش؟      غیر از علی که زینب کبری است دخترش؟
غیر از علی که مادرش او را به کعبه زاد؟      غیر از علی که قاتل خود را پناه داد؟
*****
شیری که سر گرفت ز عمر دلیر کیست؟      میری که بود مونس پیر فقیر کیست؟
پیری که گشت همدم طفل صغیر کیست؟      مردی که شیر داد بدست اسیر کیست؟
در بیشه ی شجاعت و ایثار شیر کیست؟      غیر از علی به جای پیمبر امیر کیست؟
انصاف کو مروت و مردانگی کجاست؟      اَیا لباس کعبه بر اندام بت رو است؟
*****
مولای اولیای خدا کیست جز علی؟      گیرنده لوای خدا کیست جز علی؟
دست گره گشای خدا کیست جز علی؟      مصداق هل اتای خدا کیست جز علی؟
در کوه انّمای خدا کیست جز علی؟      روح خدا نمای خدا کیست جز علی؟
انصاف گو برادر من عقل شد کجا؟      حیدر کجا فراری جنگ اُحد کجا؟
*****
یاری که خفت جای رسول خدا علی است      ممدوح جبرئیل به ارض و سماء علی است
الا علی پس از سخن لافتی علی است      رکن و مقام و مروه و سعی و صفا علی است
قرآن، نماز، ذکر، عبادت، دعا، علی است      دنیا بدان که رهبر و مولای ما علی است
مرد غدیر پیرو خط سقیفه نیست      هر کس نشست جای پیمبر خلیفه نیست
*****
زخم جگر به شعر مداوا نمی شود      با صد قصیده عقده ی دل وا نمی شود
هر سامری خلیفه ی موسی نمی شود      اعمی دلیل مردم بینا نمی شود
نادان زعیم عالم دانا نمی شود      غیر از علی امام به زهرا نمی شود
میثم به مهر حیدر کرار منجلی است      پیغمبرش محمد و مولای او علی است

نازد به خودش خدا که حیدر دارد      دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله      صد بار اگر کعبه ترک بردارد
علی در عرش بالا بی نظیر است      علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم      چه عیدی بهتر از عید غدیر است؟
قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد      ایمان به جز از حب علی پایه ندارد
گفتم بروم سایه لطفش بنشینم      گفتا که علی نور بود سایه ندارد
شبی در محفلی ذکر علی بود      شنیدم عارفی فرزانه فرمود
اگر آتش به زیر پوست داری      نسوزی گر علی را دوست داری
خورشید شکفته در غدیر است علی      باران بهار در کویر است علی
بر مسند عاشقی شهی بی همتاست      بر ملک محمدی امیر است علی
علی در عرش بالا بی نظیر است      علی بر عالم و آدم امیر است
به عشق نام مولایم نوشتم      چه عیدی بهتر از عید غدیر است
خورشید چراغکی ز رخسار علی ست      مه نقطه کوچکی ز پرگار علی ست
هرکس که فرستد به محمد صلوات      همسایه دیوار به دیوار علی ست

ز مصر نور به کنعان دل بشیر آمد      هلا تمامی پیغمبران! غدیر آمد
به گوش جان علی‌دوستان چو آیه ی وحی      بشارت از طرف داورِ قدیر آمد
علی که نفْس رسول است بر رسول خدا      وزیر بود که بار دگر وزیر آمد
امام عالم خلقت دوباره گشت امام      امیرِ پیشتر از انبیا، امیر آمد
سرود تازه ی روح الامین مبارک باد      نزول آیه ی اکمال دین مبارک باد
تبارک الله از این عید، عید خلق و خدا      که حق و باطل از یکدگر شدند جدا
ولادت دگرِ انبیا بوَد این عید      ولادت علی است و ائمه و شهدا
فرشتگان به علی دست می‌دهند که تو      امام و رهبر مایی به غیر تو ابدا!
تمام خلق جهان جن و انس و حور و ملک      نمی‌زنند علی را دگر به نام صدا
تمام خطبه به نام غدیر می‌خوانند      به اتفاق علی را امیر می‌خوانند
غدیر گوشه ای از حوزه ی نظام علی است      غدیر سکه ی سرخ خدا به نام علی است
غدیر بال و پر شیعه در عروج به حق      غدیر جلوه ای از نور مستدام علی است
غدیر حج علی‌دوستان به دور علی      غدیر قبله ی دل، مسجدالحرام علی است
غدیر مهر قبولی به نامه ی اعمال      غدیر کوثر فیضِ خدا به جام علی است
غدیر آرزوی انبیاست از آدم      غدیر عید کمالِ پیمبر خاتم
علی است بت‌شکن دوشِ خواجه ی دوسرا      علی است یار نبی در کنار غار حرا
علی است شیرِ خروشان روز و عابد شب      علی است همسخن حق و همدمِ فقرا
علی برادر پیغمبر و ابوالحسنین      علی است مظهر دادار و همسرِ زهرا
علی است تیر خدا از کمان به سینه ی کفر      علی است میر و علمدار محشر کبرا
علی است روز قیامت قسیم جنّت و نار      علی است حق؟ نه، که حق را علی بوَد معیار
اذان علی است، اقامه علی، قیام، علی است      رکوع، سجده، تشهّد، دعا، سلام، علی است
اگر امام شناسید فاش می‌گویم      قسم به روح همه انبیا، امام علی است
کسی‌که گوش و زبان است وچشم و دست خدا      کسی که کار خدایی کند مدام، علی است
خداست ذکر علی و، علی است ذکر خدا      تمام دین خداوند یک کلام علی است
علی نظام و قوام و امام اسلام است      علی به قول پیمبر تمام اسلام است
علی است جان نبی و نبی بوَد جانش      فزون‌تر از ملک و جن و انس، ایمانش
پیمبران خدا عاشق ابوذر او      فرشتگان خدا خاک راه سلمانش
ز پاکی پدر و مادرم بوَد در دل      محبّتش، پدر و مادرم به قربانش
ملائکند همه عاجز از شناخت او      اگر چه دیده بشر در لباس انسانش
امامِ در همه اعصار ناشناس علی است      علی‌شناس خدا و خداشناس علی است
وجود را - ابدا- بی‌علی نمی‌خواهم      بهشت را به خدا بی‌علی نمی‌خواهم
اگر تمام شهیدان دهند دسته گلم      به سیدالشهدا بی‌علی نمی‌خواهم
اگر مسیح دوایم دهد به شدّت درد      من از مسیح، دوا بی‌علی نمی‌خواهم
هزار مرتبه گر از عطش فنا گردم      ز خضر آب بقا بی‌علی نمی‌خواهم
خدا کند کف خاکی ز مقدمش باشم      یکی ز حلقه به گوشان «میثمش» باشم سازگار

بازگشت←